آیا انتقال صنایع به ساحل دریا ممکن است؟

فولاد مبارکه و ذوب آهن مجموعا ۲ درصد آب زاینده رود را مصرف می نمایند. فولاد ۱۷.۵ میلیون پساب مصرف میکنه و ۱۰ میلیون از زاینده رود. آورد زاینده رود در خشکسالی ۸۰۰ و در ترسالی ۲۰۰۰ میلیون مترمکعب هست. صنایع نقل و نبات نیستند‌ که بشه ریخت تو ماشین جابجا کرد! فولاد مبارکه یعنی ۳۴۰۰ عدد سوله به اندازه ورزشگاه آزادی با تجهیزات! ۲ میلیون مترمکعب بتن ریزی سازه، یعنی ۴۰ عدد برج میلاد، ۲۰ میلیون مترمکعب خاک برداری یعنی ۲۰ عدد مشهد مال! ۱۳ سال طول کشیده که ساخته شده. اونوقت ۲۰ سال وقت بگذاریم منتقلش کنیم چند میلیارد دلار خرج کنیم که ۲ درصد آب آزاد بشه؟! مشکل مملکت ۲.۵ درصد آب مصرفی صنعت نیست. مشکل ۹۰ درصد مصرف آب کشاورزی هست.

تحلیلی بر جنبش دانشجویی ایران به مناسبت 16 آذر.

تحلیلی بر جنبش دانشجویی ایران به مناسبت 16 آذر.

 

سابقه جنبش دانشجویی در ایران با واقعه 16 آذر 32گره خورده است. گرچه ریشه جریانات اسلامی دانشگاه ها و جنبش های اسلامی دانشجویی به جریانات دهه 20 خورشیدی بر می گردد. جنبش دانشجویی در آن سالها ابتدا بین جریانات سیاسی چپ شکل گرفت . آنان با ادعای علمی بودن مارکسیسم بر این اعتقاد بودند که مبارزه با امپریالیسم فقط از اندیشه های مارکسیستی برمی آید و مبانی اعتقادی غیر مارکسیستی را غیر واقع گرایانه؛ غیر رئالیستی و ایده آلیستی  می دانستند. با توجه به نفوذ اندیشه های چپ در بین مبارزین و دانشجویان ایرانی برخی از مبارزین زمان مثل مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و آیت الله سید محمود طالقانی مجموعه ای  پایه ریزی کردند  تا بتوانند تفکرات واندیشه های مبتنی بر فکر اسلامی را وارد دانشگاه کنند.

در واقع مذهبیون بر این اعتقاد بودند که اولا" ادعای علمی بودن مارکسیسم باطل است و در ثانی تعارض بین  دین به خصوص دین اسلام با علم وجود ندا رد و سرانجام، اینکه گفته می شود دین عامل رخوت و رکود  است باطل است.  این جریان با این تفکر وارد مبارزات اجتماعی و سیاسی دانشگاه شدند و در نتیجه انجمن های اسلامی در دانشگاه ها شکل گرفت.که فعالیتهای محدودی داشتند پس از کودتای 28 مرداد، اختناق سیاسی شدیدی در کشور پدیدار شدجریانات دانشجویی در چارچوب گروه های مختلف ملی و عقیدتی و مذهبی تلاش می کردند چراغ مبارزه را روشن نگه دارند. چند ماه پس از کودتای مرداد 32 ودر جریان سفر نیکسون معاون رییس جمهور آمریکا به ایران دانشجویان دانشگاه تهران به اعتراض به این سفر پرداختند .در جریان حمله نظامیان رژیم پهلوی به دانشگاه تهران سه نفر از دانشجویان به شهادت رسیدند.این حرکت نقطه عطفی درروند جنبش دانشجویی عدالت خواهی، ارمانخواه، واستقلال خواه در ایران بود.

بانگاهی به اوضاع واحوال زمان حادثه اتفاق افتاده،  میتوان گفت که سه اصل د استبدادستیزی، استعمارستیزی، واستقلال خواهی، در جنبش دانشجویی دهه 40 وپنجاه وجود دارد. اصولا هرسه وجه فوق در حرکت دانشجویان وشهادت سه تن از آنها در 16 آذر 32 آن جنان بارز است که نیاز به بحث ندارد.

اما سخن این یاد داشت این است که آیا  گرامیداشت روز دانشجو در این سالها با واقعه  روز 16 آذر32 و آرمان شهدای آنروز دانشجو همسو می باشد؟ به عبارت دیگر، آیا در چهل سال بعد از انقلاب جنبش دانشجویی توانسته است مستقلانه آرمانهای خود را پیگیری کند یا ذیل جریانات سیاسی بیرون از دانشگاه قرار داشته است.؟ به جرات میتوان گفت در دهه نخست انقلاب جریان دانشجویی همچنان بر اصالت خود باقی بود .هم ضد استبداد بود هم ضد استعمار. به نحوی که عمده نهاد های انقلابی مثل جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از دل جریان دانشجویان انقلابی زاده شدند.البته در کنار جریان انقلابی دانشجویی جریانات چپی وغربگرا نیز فعال بودند. کسی که توانست  با آنها مقابله کند، خود دانشجوها بودند. از سوی دیگر، جنبش دانشجویی در دهه نخست انقلاب در راستای مبارزه با استعمار وتجاوز خارجی در جبهه های جنگ نیز حضور فعال داشت. 150 نفر ازدانشجویانی که در عملیات 16 دی ماه سال  59 در منطقه هویزه حضور پیدا کردند وبه شهادت رسیدند از این نمونه اند. پس از باز گشایی دانشگاههای در اوائل دهه‌ی ۶۰، جهاد دانشگاهی تشکیل شد که این صحنه نیز شاهد حضور فعال جنبش دانشجویی است..یکی از حرکات تاریخی جنبش دانشجویی پس از انقلاب تصرف تاریخی لانه جاسوسی آمریکا است. این حرکتِ تسخیر لانه‌ی جاسوسی یکی از مهمترینِ این حرکات ضد استعماری است.

بدیهی است امروزه نیز ویژگی هایی که برای  جنبش دانشجویی متصور است. ضد استکباری، ضد فساد، ضد اشرافی‌گری، ضد حاکمیت تجمل‌گرایانه و زورگویانه، ضد گرایشهای انحرافی؛ است.اگر غیر این باشد نوعی گم کردن هدف است.

تشکل های دانشجویی باید هدفشان را گم نکنند هدف های اصلی جنبش دانشجوئی همان اصول ضد استبدادی، ضد استعماری،  واستقلال طلبی است که حرکت دانشجویی سال 32 داشت و امروزه میتوان آنها را به  ضدیت با استکبار، کمک به پیشرفت کشور، کمک به اتحاد ملی، کمک به پیشرفت علم، حضور و شرکت در مبارزه و پیکار همگانیِ ملت ایران برای غالب آمدن بر توطئه‌ها و بر دشمنیها؛ ترجمه کرد.

اما به نظر میرسد در دو دهه اخیر غفلتی  در این کارکردهای جنبش دانشجویی رخ داده است. جنبش دانشجویی که باید حول محول سه اصل پیش گفته گفتمان ساز باشد، از این اصول فاصله گرفته است. در سالهای اخیر مراسماتی که به بهانه بزرگداشت روز 16 آذر در دانشگاهها بر گزار می­شد در اغلب موارد، در ضدیت با اصول و گفتمانی است که دانشجویان سال 32 برای آن به شهادت رسیدند.

از این مراسمات نه تنها صدای ضد استعماری به گوش نمی رسید بلکه به نوعی تئوریزه کردن سازش و تن دادن به نظام سلطه بدل شده است. سخنرانان برخی از مراسمها کسانی بودند که از گذشته انقلابی خود پشیمان شده وگفتمان آنها در امتداد نظام سلطه بود که در سال 32 دانشجویان در مبارزه با آن، به شهادت رسیدند.به  نظر میرسد جنبش دانشجویی ایران اگر بخواهد بر مدار راه طی شده شهدای سال 32 حرکت کند به یک باز بینی در مبانی فکری وعملی خود نیاز مند است .جنبش دانشجویی باید منادی عدالت خواهی ،،مبارزه با فساد، استکبار ستیزی و پیشرفت علمی در کشور باشد.غفلت جنبش  دانشجویی مومن و متعهد از این مسئولیت بزرگ،موجب میشود برخی گفتمان‌های سست بنیان و تکراری رقیب و حتی معارض، اهداف واقعی 16 آذر را به محاق ببرند.