قضاوت از نو ع آمریکایی

قضاوت از نو ع آمریکایی(طنز سیاسی)

مردي در پارك مركزي شهر نيويورك مشغول قدم زدن بود كه ناگهان متوجه مي شود يك سگ هار به دختربچه اي حمله كرده و قصد دريدن او را دارد. مرد، با عجله خودش را به آنها كه چند ده متر آن طرف تر بودند، مي رساند و با سگ درگير مي شود، بعد از مدتي كشمكش و در حالي كه چند تكه از لباسش پاره شده بود، سگ را مي كشد و دختربچه را نجات مي دهد.
مردمي كه در آن حوالي پرسه مي زدند و با شنيدن صداي گريه آميخته به التماس دخترك و غرش سگ هار و دخالت آن مرد در اطراف آنها حلقه زده بودند، بعد از مشاهده فداكاري مرد و پايان خوش ماجرا، براي مرد فداكار هورا مي كشند. پليس وارد صحنه مي شود، دست مرد فداكار را به نشانه پيروزي بر سگ هار بلند مي كند و به او مي گويد «هي، تو واقعا يك قهرماني و نشانه انسان دوستي و شجاعت مردم نيويورك.» مرد ضمن تشكر مي گويد؛ اما، من اهل نيويورك نيستم و پليس مي گويد؛ «چه فرقي مي كند، فردا روزنامه ها مي نويسند يك آمريكايي قهرمان دختربچه بي پناهي را از چنگال يك سگ درنده و هار نجات داد. تو قهرمان و باعث افتخار همه مردم آمريكا هستي و فردا رسانه هاي آمريكايي با تيترهاي درشت و پخش كليپ هاي تلويزيوني داستان فداكاري تو را آمريكايي، در صدر اخبار خود قرار مي دهند.» مرد، سري به علامت نفي تكان مي دهد و مي گويد؛ «ولي، من آمريكايي نيستم» و پليس مي پرسد؛ «پس تو كجايي هستي؟!» و مرد پاسخ مي دهد؛ «من ايراني هستم».
فرداي آن روز، تمامي روزنامه ها و شبكه هاي راديو و تلويزيوني آمريكا در صدر اخبار خود اعلام مي كنند؛
«يك مسلمان تندروي ايراني، سگ بي گناه آمريكايي را كشت»!
                              

  شبه خاطرات10           طنز سیاسی

 

  طنز سیاسی

دریغ از راه دور و رنج بسیار

وقتی در مجلس دوره پنجم، مدرس واقلیت مجلس نسبت به اعمال سردار سپه اعتراض کردند و وی به حالت قهر تهران را ترک کرد وبه رودهن رفت. امیر احمدی فرمانده لشکر غرب که بعدها سپهبد شد به مجلس تلگرافی مخابره ومجلس را تهدید کرد که اگر سردار سپه به قدرت باز نگردد تهران را اشغال خواهد کرد.

در همان زمان ترجیح بند مشهوری که منسوب به ملک الشعرای بهار ،میر زاده عشقی و رسا ،مدیر روزنامه قانون بود وهریک قسمت هایی از آن را سروده بودند منتشر شد. قسمت آخر این منظومه را در زیر میخوانید.

به تعلیمات مرکز در   ولایات                           رسید از از احمد آقا تلگرافات

که سر باز لرستان و مضافات                               نماید از رضا خان دفع آفات

قشون غرب گردد زود سیار                                 به تهران از پی تنبیه احرار

دریغ  از  راه  دور و رنج بسیار

وکیلان این تشر ها چون شنیدند                  زجای خویش از وحشت پریدند

به تنبانهای خود از ترس ..دند                 نود  رای  موافق     آفریدند

        بر آن جمعیت مرعوب غدار                    سلیمان ابن محسن شد علمدار       

دریغ از راه دورورنج بسیار