اشتباه محاسباتی ترامپ نسبت به ساختار قدرت و ایدئولوژی در جمهوری اسلامی

تحلیل‌های صورت گرفته توسط تیم مشاوران دونالد ترامپ مبنی بر امکان تغییر ساختاری در جمهوری اسلامی از طریق جایگزینی رهبری، واجد نوعی ساده‌انگاری در درک ساختارهای قدرت است. این رویکرد بر این فرض نادرست استوار است که نظام جمهوری اسلامی، ماهیتی مبتنی بر«شخصیت‌محوری» دارد که با تغییر رأس قدرت، کل بدنه نظام نیز تغییر جهت می‌دهد.
در حالی که واقعیت نشان می‌دهد این نظام، فراتر از یک ساختار حکومتی ساده، از نهادهای قدرتمند و تثبیت‌شده‌ای برخوردار است.

در این میان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نهاد نظامی-فرهنگی، نقشی فراتر از یک ارگان دفاعی ایفا می‌کند. این نهاد با برخورداری از زیرساخت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مستقل، عملاً به عنوان یک «نهاد نگهدارنده» عمل می‌کند که قدرت آن از نهاد دولت فراتر رفته است. بنابراین، تقلیل پیچیدگی‌های این نظام به تغییرات در سطح دولت، نادیده گرفتن قدرت نهادهای بنیادین است.

همچنین،امیدواری اولیه ترامپ به «الگوی ونزوئلا» نشان‌دهنده عدم درک عمیق از لایه‌های اجتماعی-مذهبی ایران است. برخلاف مدل‌های سیاسی سکولار، نظام جمهوری اسلامی با یک «ایدئولوژی مذهبی-جهادی» پیوند خورده است.
در این ساختار، حضور اکثریت مردم با باور و اعتقاد به «حاکمیت الهی»، می‌تواند به عنوان یک نیروی تکیه‌گاه برای حفظ بقای نظام عمل کند.
در واقع، آنچه بقای این نظام الهی را تضمین می‌کند، علاوه بر مشارکت فعال و آگاهانه توده مردم، پیوند میان قدرت نظامی و یک ایدئولوژی الهی است که برخلاف کادرهای سیاسی سنتی (مانند سرمایه‌داری یا کمونیسم)، ماهیتی فرامادی و آیینی دارد و از این رو، مقاومت در برابر تغییرات ساختاری را در سطح بسیار بالایی قرار می‌دهد.
✅ @roushan88