امید دشمن به اختلاف افکنی است.

حقیقت این است که یکی از اصلی ترین متغیرهایی که دشمن بر روی آن شرط بندی کرده، همین موضوع فرسایش اقتصادی و اجتماعی ایران در اثر فشارهای وارده است که کمپین «خشم اقتصادی» که محاصره دریایی یکی از تاکتیک های آن است، در همین زمینه صورت می گیرد.
هر چند در مدت کوتاه اخیر کشور توانست 70 میلیون بشکه نفت را از خط محاصره عبور داده (به این معنا که همه آن به خریدار نهایی فروخته نشده و بخشی از آن برای آینده ذخیره شده)، 30 میلیون بشکه ظرفیت ذخیره سازی وارد کرده و بیش از 30 کشتی کالای اساسی نیز وارد کند، اما دشمن با بازاعمال محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی مکمل دیگر و البته وارد کردن هزینه های مادی در این حملات اخیر، سعی می کند این را خنثی سازد.
اما یکی از برآوردهای اصلی موساد این است که تداوم و تشدید این فشار در ماه های سپتامبر و اکتبر می تواند منجر به بروز شورش هایی در درون کشور شود.
اما در مقابل وضعیت ذخایر نفتی آمریکا تعریفی ندارد و مدام رو به کاهش است.
همچنین تداوم انسداد تنگه هرمز نیز باعث کاهش تولید نفتی کشورهای عربی خواهد شد.
این وضعیت باعث می شود که در بازه مرداد تا آبان ذخایر استراتژیک به کف 250 میلیون بشکه رسیده و به مرور کمبود فیزیکی نفت در بازار رخ نشان دهد.
در صورت افزایش تقاضا و افزایش قیمت کاغذی نفت در بازه انتخابات میان دوره ای، تاب آوری دشمن نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
از این رو آنها به دنبال فشار برای نتیجه زودهنگام در باز کردن کامل تنگه هرمز هستند.
در همین بازه، نقش اهرم های پیشین یعنی تنگه هرمز، باب المندب و خطوط لوله و ایستگاه های پمپاژ سعودی افزایش خواهد یافت. که هر چه سریع باید این اهرمها فعال شوند