«بنزین یک کالا است و عرضه آن باید بر اساس منطق بازار صورت گیرد. ارزان نگه داشتن اجباری قیمت‌ها، تنها زمانی ممکن است که منابعی جایگزین برای جبران این شکاف وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، امکان عرضه پایدار وجود ندارد. این موضوع یک "انتخاب" نیست، بلکه یک "جبر اقتصادی" است.
‌
تداوم توزیع بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان در بلندمدت، با هیچ منطق اقتصادی قابل توجیه نیست. بحث اقتصاد، برخلاف مباحث فلسفیِ "جبر و اختیار" یا "وحدت و کثرت وجود" که صدها سال مطرح شده‌اند و به نتیجه‌ای قطعی نرسیده‌اند، با اعداد و ارقام سر و کار دارد. اقتصاد یعنی دقت؛ اگر از یک کیلو، یک گرم کم شود، قطعاً ۹۹۹ گرم باقی می‌ماند. اگر نفت را حتی با فرض قیمت آب دریا نیز در نظر بگیریم، با قیمت‌های فعلی، امکان رساندن آن به مصرف‌کننده نهایی وجود ندارد.
‌
در واقع، عدم واقع‌گرایی در قیمت‌گذاری، بستر اصلی فسادهای اقتصادی و علت اصلی کمبود اعتبارات است؛ و این کمبود اعتبار نیز خود از ثمن‌بخشی به امکانات کشور نشأت می‌گیرد. برای جلوگیری از قاچاق بدون اصلاح قیمت، یا حکومت باید عملکردی به حد "حجاج بن یوسف" داشته باشد، یا مأموران باید "ملائکه‌وار" عمل کنند!
‌
با این حال، به باور من، طرح اخیر، با طراحی هوشمندانه، گامی مثبت است؛ چرا که هم از فشار اجتماعی می‌کاهد و هم در گام نخست، سدی در برابر قاچاق می‌کشد. البته در این میان، باید برای خودروهای عمومی و کسب‌وکارهای وابسته به خودرو (مانند تاکسی‌داران)، سهمیه‌های ویژه‌ای در نظر گرفته شود. در نهایت، مقابله با سرقت از شاه‌لوله‌ها و زیرساخت‌ها نیز نباید در حوزه "ارزانی" بررسی شود، بلکه باید با قوانین بازدارنده، به عنوان یک "جرم و دزدی" با آن برخورد کرد.»
✅https://eitaa.com/roushan88
‌