بحران هویت و شکست استراتژیهای وابستگی در کردستان سوریه.
✍بحران هویت و شکست استراتژیهای وابستگی در کردستان سوریه.
اظهارات اخیر فرهاد شاهین معروف به (مظلوم عبدی) رهبر کرد های سوریه در شبکه «روداوو» مبنی بر پایان دوران دولت خودگردان در کردستان سوریه، بازتابدهنده یک واقعیت تلخ در روابط بینالملل است.
سخن وی مبنی بر اینکه غرب تنها در زمان ضرورت به گروههای قومی نیاز دارد، بیانگر این اصل است که در نظام بینالملل، ارزش گروههای غیردولتی صرفاً تابع منافع متغیر قدرتهای فرامنطقهای است.
از منظر تاریخی، قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در یک قرن گذشته، همواره به گروههای قومی در کردستانِ ایران، عراق، ترکیه و سوریه به صورت ابزاری نگاه کردهاند.
در بحران سوریه، ترکیه با بهرهگیری از فرصتهای موجود، سیاستهای خود را بر پایه مدیریت نیروهای تکفیری و در عین حال اعمال فشار بر نیروهای کردی تنظیم کرد.
در این میان، تضاد میان اقدامات نظامی ترکیه در برابر شهرهای کردنشین و سکوت این کشور در برابر تضعیف زیرساختهای سوریه توسط رژیم صهیونیستی، نشاندهنده عدم صداقت ترکیه حتی با متحدین تکفیری خود و بیم از اسراییل از سوی دیگر است.
اردوغان که با بمبارانهای پیاپی شهر های کرد نشین در تلاش بود اثبات کند از متحدین تکفیری خود دفاع میکند. امروز جرات واکنش به اسراییل را ندارد.
پس از سقوط اسد اسراییل در طی سه روز تمام زیر ساخت های تراثش سوریه را ازبین برد اما صدایی از اردوغان برنیامد!
و اکنون که اسراییل جنوب سوریه تا کوهای مشرف بر دمشق اشغال کرده و هر گاه اراده میکند هر نقطه از سوریه جولانی را حتی در جوار مرزهای ترکیه بمباران میکند اما اردوغان جرات واکنش ندارد.
اما کردها که به وعده های آمریکا دل خوش کرده بودند اکنون فدای منافع آمریکا شده و در برابر نیروهای تکفیری رها شدند نیروهای کردی که با امید به حمایتهای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با دولتهای مرکزی مقابله کردند، اکنون در موقعیت بیارزشی در نزد حامیان خود قرار گرفته و به ناچار با گروههایی که پیشتر در جبهه مقابل بودند (مانند القاعده)، وارد معامله شدهاند. فرهاد شاهین با انحلال نیروهای مسلح کرد موسوم به ( قسد) به افتخار مشاورت ابو محمد جولانی تروریست معروف نایل شده است!!
در تحلیل نهایی این بحران، باید به ریشه اصلی این تضعیف توجه کرد: جدایی استراتژیک از مرکزیت اصلی و ریشههای تاریخی. مسئله اصلی کردها از زمانی آغاز شد که از ریشه اصلی خود، یعنی ایران، فاصله گرفتند و به جای تمرکز بر مبدأ و خواستگاه خود، به امید دستیابی به استقلال، به قدرتهای فرامنطقهای متوسل شدند. این رویکرد باعث شد که آنها فراموش کنند که از منظر جغرافیایی و تاریخی، پیوند ناگسستنی با ایران دارند. در واقع، هر کجا که حضور کردها هست، اصالت آنها به ریشههای ایرانی بازمیگردد و ایران، وطن و مبدأ اصلی آنهاست. تجربه نشان میدهد تا زمانی که این گروهها از اصل و ریشه خود فاصله بگیرند، تنها به عنوان ابزاری در اختیار قدرتهای بیگانه باقی خواهند ماند؛ چرا که هویت و امنیت واقعی آنها در بازگشت به اصل خود نهفته است.
✅https://eitaa.com/roushan88
قلم تا آشنا با نام (هو)شد