عراقی که من دیدم !(خاطرات سفر به عتبات عالیات قسمت دوم عبور از مرز)
عراقی که من دیدم !
(خاطرات سفر به عتبات عالیات قسمت دوم عبور از مرز)
چهار شنبه 28 مهر 1389
صبح از خواب بيدار مي شويم. شب گذشته رنج پشه ها و خروپف يكي از هم اتاقي ها خواب از چشمم گرفت صبح با سردرد بيدار شدم . پس از اداي نماز صبح در نمازخانه زائرسرا و صرف صبحانه سوار بر اتوبوس ها مي شويم چيزي كمتر از يك كيلومتر را طي مي كنيم و به نقطه صفر مرزي مي رسيم. پياده مي شويم به داخل سالن بسيار بزرگ و مجهزي وارد مي شويم ،سالن شبيه سالن انتظار فرودگاهها است و بسيار زيبا و شكيل ساخته شده است داخل سالن پر است از مسافريني كه آماده اند بر اي عبور از مرز گذرنامه هاي خود را مهر كنند. و داخل اتوبوس گذرنامه ها را به ما مي دهند مدير كاروان تاكيد مي كند كه پس از عبور از مرز گذرنامه ها را جمع خواهد كرد زيرا هرچه گم شود قابل جبران است الي گذرنامه.
ابتدا تصور مي كنم كه اين سالن مثل پايانه مرزي بازرگان در مرز تركيه بين ايران و عراق مشترك است و پس از گذر از قسمت شرقي وارد قسمت غربي مي شويم از يكي از مديران كاروانها مي پرسم اما مي گويد نه همه اين سالن در خاك ايران و متعلق به ايران است عراق چيزي ندارد! آنها بيرون از اين جا به صورت خيلي ابتدايي و در يك مكان دالان مانند گذرنامه ها را كنترل مي كنند!! در داخل سالن بوفه اي داير است كه سيمكارت «آسیاسل» عرضه مي كند. گفته مي شود با سيكارت همراه اول اگر بخواهيم از عراق با ايران تماس بگيريم هر دقيقه اي 700 تومان و اگر از ايران زنگ بزنند دو برابر اين مبلغ است. فروشنده به زبان كردي صحبت مي كند مبلغ 12 هزار تومان مي گيرد و يك سيم كارت و يك كارت شارژ به من مي دهد. بسته كوچك سيم كارت را باز مي كنم چند بروشور داخل آن است كه چگونگي استفاده از آن را توضيح داده است. نكته جالب اين است كه اين بروشورها به زبان هاي انگليسي، عربي و كردي است اما از بروشور فارسي خبري نيست!!! در حاليكه 100% خريداران آنها در مرز ايران فارسي زبان اند اگر كرد هم باشند به زبان كردي خواندن و نوشتن نمي دانند. بار ديگر به ياد بی مهری هايي كه در مورد فرهنگ و زبان فارسی رخ مي دهد مي افتم. راستي چرا مسئولين اين سوي مرز از كنار اين كار عراقي ها به سادگي مي گذرند. زيرا اين كارت ها از عراق وارد شده است و به نظر مي رسد عمدي در كار است كه به زبان فارسي بي توجهي شود.
چند ساعت منتظر ورود به خاك عراق هستيم سرانجام گذرنامه ها مهر مي خورد و از ساختمان گمرك مرزي ايران خارج مي شويم. وارد قسمت عراق مي شويم اتاقكي محقر ابتدا جلب نظر مي كند مامورين مرزي عراق كردي صحبت مي كنند و بسيار خوش برخوردند يكي از آنها مي گويد اگر از من باشد هيچ بازرسي انجام نشود اما آمريكايي ها نمي پذيرند به زبان كردي به او مي گويم بيرونشان كنيد!!! او هم مي خندد مي گويد روزي اين كار را مي كنيم. اتاق كوچك بازرسي عراق هيچ تشابهي به پايانه بسيار مجهز ايران ندارد از آن اتاق مي گذريم وارد دالاني مي شويم كه دو طرف آن فنس كشي است به عرض يك متر و ارتفاع دو متر حدود صد متر را كه مي پيماييم به يك سالن سرپوشيده با ايرانيت مي رسيم شبيه سالنهاي انباري درایران است اما نه به آن محكمي! سالن را پارتيشن بندي كرده اند و گذرنامه ها را سه دختر كرد كنترل كرده و مهر مي زنند يكي از دختران سرلخت است و يكي ديگر داراي روسري است و به لهجه شيرين كردي صحبت مي كند. نوبت كنترل گذرنامه مي رسد ناگاه دست از كار مي كشد به كردي مي پرسم چرا انجام نمي دي مي گويد مشكل از كامپيوتر من است نه ازشما! ده دقيقه اي طول مي كشد و چند بار سوال مي كنم در نهايت به طرف شخصي به نام عباس مي رود و از او مي خواهد كامپيوترش را درست كند او هم مي آيد و كامپيوتر را راه مي اندازد. در اين مدت سرباز آمريكايي -که دم در نگهبان است -مرا زير نظر دارد و مدام هيكل مرا وراندار مي كنداو اسلحه یكلاشينكوف در دست دارد. سلاحي كه ساخت شوروي و بلوك شرق است و اكنون در دست سرباز آمريكايي است !بعد از اينكه گذرنامه ام مهري خورد سرباز آمريكايي مرا از ديگران جدا مي كند و به يك قسمت راهنمايي مي كند و اشاره مي كند كه بنشينم مي نشينم تا نوبت من برسددر این بخش دارند انگشت نگاري مي كنند و از قرنيه چشم عكس مي گيرند!. چند نفر ديگر جلوتر از من انگشت نگاري مي شوند. زياد طول نمي كشد اما نوبت به من مي رسد زياد طولاني مي شود. سرباز آمريكايي دست و پا شكسته فارسي صحبت مي كند و از من مي خواهد چهار انگشت دست راست و سپس چپ را روي صفحه اي ديجيتالي قرار دهم سپس مي گويد، چشم جلو بيار!! زياد باز كن !!عكس قرنيه را نيز مي گيرد و بعد دستانش را پشت سرش گذاشته به صندلیش تکیه میزند و مدتي به من خيره مي شود بدون اينكه چيزي بگويد! يا گذرنامه ام را بدهد كه بروم همه افراد كاروان عبور كرده و ساكها را كه توسط باربرها به پاي اتوبوس ها رسيده بود و توسط سگهاي پليس بازرسي مي شدند تحويل گرفته و سوار بر اتوبوس عراقي آماده حركتند اما كاروان منتظر من بود. از پشت سرسرباز آمریکایی محوطه روبرو را میبینم گاهي نگاه مي كردم كه ساكم را بين ساكها كه در محوطه رها شده بودند ببينم اما نمي شود از اين فاصله تشخيص داد. انتظار طولاني مي شود سرباز آمريكايي كه انگار اطلاعاتي را به رايانه وارد كرده و منتظر پاسخ است چند بار به من و به صفحه رايانه نگاه مي كند. از شغلم میپرسد. جا میخورم! میترسم از اینكه بگويم استاد دانشگاههم! شايد مشكلي پيش بيايد!! مدير كاروان قبلاً گفته بود كه هيچ گونه كارت شناسايي جز گذرنامه همراه نداشته باشيم. كارت بسيج اساتيد، كارت شناسايي استاد دانشگاه، كارت جانبازي، كارت ملي و ... در پاسخ مي گويم كشاورزم در اين لحظه خانمي كه گويا او نيز آمريكايي است فرا مي رسد و به انگليسي با هم شروع به صحبت مي كنند سرانجام گذرنامه ام را داده و مرا مرخص مي كند. از سالن انبار گونه بيرون مي آيم و خود را به اتوبوس مي رسانم. نكته جالب داخل سالن دارای شيرواني اين بود كه پشت سر هر سرباز آمريكايي كولر گازي بر ديوار نصب شده است اما كاركنان عراقي حداكثر داراي يك پنكه برقي مي باشند!
سرانجام اتوبوس حركت مي كند همه افراد كاروان به نوعي نگران من بودند كه چرا دير آمده ام. به طرف خانقين حركت مي كنيم ساعت ده صبح است گفته مي شود ساعت ها را نيم ساعت به عقب بكشيم. از مرز به طرف عمق عراق حركت مي كنيم تا حدود 30-40 كيلومتري عمق خاك عراق جز خانقين شهري و روستايي نيست و دشت هموار است كه آثار سنگرها و خاكريزهاي زمان جنگ همچنان وجود دارد. و نشانگر اين است كه عراق براي دفاع از بغداد در برابر حمله احتمالی ایران خطوط دفاعي مستحكمي را تدارك ديده بوده است. هرچه به بغداد نزديك مي شويم سرسبزي زمين بيشتر است اما خرابي و عقب ماندگي موج مي زند. جاده به طرف بغداد باريك و دو طرفه است شبيه جاده هاي 40 سال پيش در ايران و پر از دست انداز. خانه هايي كه در اطراف جاده ها است ساده قديمي و يك طبقه است و ظاهر آنها نشان مي دهد كه حداقل ساخت چهل سال پيش اند به نظر مي رسد كه عراق سالها قبل از اينكه به ايران حمله كند تا به امروز هيچ كار عمراني انجام نداده است. علاوه بر خانه هاي قديمي خانه هايي كه تازه ساخته شده و يا در دست ساخت مي باشند به همان سبك با بلوك هاي سيماني و ظاهري خاكستري و بي روح و بدون تنوع است. نكته مهم اين است كه در طول مسير تا به شهر بغداد و حتي كوچه ها و خيابان هاي شهر پر از زباله است. به نظر مي رسد به يك زباله داني بزرگ وارد شده ايم. هيچ خياباني جدول كشي ندارد كنار خيابانها و كوچه ها مملو از زباله است انگار شهرداري و انتقال زباله در اين جا معني ندارد.
در طول مسير مراكز نظامي مشاهده مي شود كه سبك و سياق خاصي دارند به جاي ديوار بتنی يا آجري كيسه هاي بسيار بزرگ برزنتي كه با فنس پوشش داده شده اند را پر از خاك كرده و با اين كار ديواري به ارتفاع دو متر و عرض بيش از يك متر بوجود آمده كه هيچ گلوله اي از آن عبور نمي كند مي گويند اين كيسه هاي مخصوص سنگرسازي از آمريكايي ها است. ظهر براي نماز اتوبوسها توقف مي كنند افراد كاروانهاي ديگر نيز رسيده اند و ازدحام عجيبي مشاهده مي شود. وضو مي گيرم براي نماز به نمازخانه مي روم اما جا تنگ و فضا بسيار كثيف است. هيچگونه بهداشتي رعايت نمي شود بر خلاف نمازخانه هاي ايران نماز خانه های این جااتاقهايي ساده اند كه به نمازخانه اختصاص داده شده اند. از جا کفشی خبری نیست وكيسه نايلوني هم براي كفش وجود ندارد بايد كفشها را در ورودي رها كرد و همه كفشها لگدمال مي شوند.
سر به سجده مي گذارم اما بوي نامطبوع فرش بشدت آزاردهنده است و انسان مجبور است ضمن سجده نفس را حبس کند وزودتر سر از سجده بردارد. از آنجا نيز حركت كرده و سرانجام ساعت حدود 4 غروب به كاظمين مي رسيم. در اطراف حرم امام موسي بن جعفر و امام جواد (ع)كنترل امنيتي چند لايه وجود دارد. ابتدا اتوبوسها وارد جايي گاراژ مانند مي شوند كه با چند لايه امنيتي حفاظت مي شود پس از آنجا با ميني بوس به نزديكي حرم و هتل منتقل مي شويم هتل اسماً هتل است!! اما در حد مسافرخانه ها و مهمانپذيرهاي درجه چندم در ايران است. اما با خستگي راه اين هم غنيمت است اتاقي دو نفره به ما داده مي شود. پس از استراحت به طرف حرم حركت مي كنيم در مسير 500 متري تا حرم چند لايه بازرسي هست. به فواصل كوتاه تصاویری ازآیت الله شهيد محمدصادق صدر ديده مي شود. وارد فضاي حرم كه مي شويم معماري ايراني خودش را نمايان مي كند گفته مي شود كه اين بنا در اصل توسط صفويان ساخته شده است اطراف حرم ستونهايي به شكل ستونهاي عالي قاپو و چهل ستون وجود دارد كه اين گمان را كه معماري زمان صفوي است تقويت مي كند پس از خواندن زيارت نامه به نماز جماعت مي رسيم در بين دو نماز پير مردي احتمالاً نابينا بلند مي شود و شروع به خواندن دعا و آيات قرآن با لحجه اي زيبا مي كند به ناگاه مي بينيم همه از اطراف يكي يكي مي آيند و در جيب «دشداشه» او پول مي گذارند و او بي اعتنا همچنان به خواندن مشغول است يك اسكناس 500 توماني به پيري عرب مي دهم تا در جيب او بگذارد. سپس براي صرف شام به هتل بر مي گرديم .و خاطرات امروز را تنظیم میکنم
اطلاعات تاریخی کاظمین
این شهر سومین شهر مقدس عراق پس از نجف و کربلا است و در شمال غربى بغداد و در سمت غرب رودخانه دجله قرار گرفته که تنها عرض رودخانه دجله آن را از بغداد جدا مىکند. نام این شهر بر گرفته از نام مبارک حضرت کاظم علیه السلام است و از آنجایى که در این حرم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام ( کاظم) و نواده او حضرت محمد بن على علیه السلام ( جواد) مدفون مىباشند شهر به نام این دو تن با غلبه دادن نام اشهر که کاظم است،«کاظمین»نامیده شده است.
حرم مطهر،مرکز این شهر را تشکیل مىدهد و دروازههاى مجموعه وسیع حرم به خیابانها و محلههاىاصل شهر گشوده مىشود.حرم کاظمین از ویژگیهایى برخوردار است که در کمتر حرمى مىتوان دید،نخست آنکه دو تن از امامان معصوم درون یک ضریح مدفونند،از این رو ضریح نقرهاى آنان بزرگ و بخش مهمى از فضاى زیر گنبد را در بر گرفته است و دیگر آنکه حرم مطهر داراى دو گنبد طلایى یکسان و چهار گلدسته مىباشد.همچنین حرم مطهر داراى سه ایوان زیبا و بزرگ با سقفهاى بلند است که ستونهایى تنومند آن را در بر گرفته و با کاشى و آینه تزیین شده است.
پیشینه شهر کاظمین به سال 145 ه.باز مىگردد.در این سال جعفر فرزند منصور عباسى در گذشت و در گورستان این منطقه مدفون گردید و پس از او جمعى از قریشیان از آن جمله دو امام معصوم علیهما السلام در این گورستان به خاک سپرده شدند و همواره به نام«مقابر قریش»مشهور بوده است.لیکن بعدها به تدریج نام این بقعه به نام امروزى آن شهرت یافت.
مراکز زیارتى کاظمین
1-حرم مطهر،ساختمان کنونى حرم از ساختههاى دوره آغازین صفویه و اضافات دورههاى بعدى است.معمارى و هنر دوره صفویه،از ایوانهاى زیبا و کاشىکاریهاى معرق نفیس و آینه کاریهاى بدیع در آن به وضوح قابل مشاهده است.حرم مطهر داراى دو گنبد طلایى است که هر یک بر روى بقعه یکى از دو امام علیهما السلامقرار گرفته است. در زیر دو گنبد فضاى مربع مستطیل است که میانه دو دیوار شرقى و غربى را دو ستون عظیم در بر گیرنده گنبدها اشغال کرده است،یک ضریح نقرهاى قبر دو امام را با دو صندوق خاتم نفیس در بر دارد،با ورود از ایوان جنوبى،به نخستین رواق و سپس به درون حرم و گنبد خانه نخست در برابر قبر مطهر حضرت موسى بن جعفر علیه السلام قرار خواهیم گرفت و در پشتسر ایشان قبر مطهر حضرت جواد علیه السلام قرار دارد. پیرامون حرم چهار شبستان بزرگ قرار گرفته و رواقهاى جنوبى و غربى هر یک به ایوانى زیبا و بزرگ راه دارد.مجموعه حرم و رواقها را سه صحن وسیع در بر دارد که صحن غربى به نام«صحن قریش»مىباشد.برج و بارو و دروازههاى هفت گانه صحن با معمارى زیبا آن و کاشى کارى نفیس پراکنده در سر درها و کتیبهها چشم بیننده را مىنوازد.
برج و بارو و دروازههاى هفت گانه صحن که با توجه به معمارى زیباى آن و کاشى کارى نفیس پراکنده در سر درها و کتیبهها چشم بیننده را مىنوازد،از ساختههاى مرحوم فرهاد میرزاى قاجار (عموى ناصر الدین شاه) مىباشد.
ساختمانهای حاشیه ای و ضمایم حرم مطهر:
×مسجد صفوى،این مسجد از ساختههاى شاه اسماعیل صفوى است که پس از تسخیر عراق آن را به سبک ساختمانهاى عراقى ساخت.مسجد از زیبایى خاصى برخوردار است که حس تحسین بیننده را در برابرعظمتستونهاى ضخیم و طاقهاى قوسى آن بر مىانگیزد و داراى گنبد کاشى کارى بسیار کوتاهى است که به زحمت مىتوان آن را از درون صحن دید.در جنب محراب و منبر کهن مسجد،پنجرهاى به درون رواق شمالى حرم مطهر باز شده است که از میان آن،ضریح مطهر قابل مشاهده است.
آرامگاه خواجه نصیر الدین طوسى،وى از بزرگان جهان علم و دانش و از مشاهیر دانشمندان است که دوست و دشمن بر جلالت قدر و عظمت مقام او اتفاق نظر دارند.او در سال 672 ه.در گذشت.و در گور یکى از خلفاى بنى العباس که در جوار حرم مطهر کنده و آماده شده بود مدفون گردید.بر روى بر او ضریحى فولادى و کهن قرار دارد.
آرامگاه شیخ مفید،که در مشرق رواق جنوبى قرار دارد.وى از بزرگان شیعه وفقها و متکلمان چیره دست و توانا بود که در سال 413 ه.در گذشت.بر روى قبر او ضریحى فولادى و کهن قرار دارد و بر بالاى قبرش،بر روى مرمر،قطعه شعرى است که امام زمان علیه السلام در رثاى فوت او سروده است:
لا صوت الناعى بفقدک انه یوم على آل الرسول عظیم
آرامگاه ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه،از بزرگان و فقها و محدثین امامیه است.وى در سال 368 ه.در گذشت و آرامگاهش در مشرق رواق جنوبى به همراهقبر شیخ مفید است. آرامگاه جمع کثیرى از وزرا،فقها و اعیان،که برخى از مشاهیر آنان عبارتند از:
موسى بن ابراهیم بن موسى بن جعفر علیه السلام (وى یمن را در دوران مامون تسخیر نمود و مردم را به امامتحضرت رضا علیه السلام دعوت کرد.) معز الدوله آل بویه،جلال الدوله آل بویه،وزیر مهلبى،عمید الجیوش،فخر الدوله دیلمى،مشرف الدوله دیلمى،ابن حمدون،ضیاء الدین ابن الاثیر،ابن الناقد،ابن العلقمى،فرهاد میرزا، آیة الله سید حسن صدر و گروهى دیگر از این خانواده،سید هبة الدین شهرستانى و...
آرامگاه سید مرتضى و سید رضى،این دو برادر از اعیان و مشاهیر و بزرگان امامیه در قرن پنجم هجرى بشمار مىآیند.قبر این دو تن در دو ساختمان جدا گانه بیرون صحن مطهر و در نزدیکى یکدیگر در جنوب شرقى دیوار صحن قرار دارد.
قبر ابو یوسف قاضى،وى در سال 166 ه.به منصب قضاوت در بغداد پایتختخلافتبنى العباس برگزیده شد و نخستین کس در اسلام است که به عنوان«قاضى القضات»شهرت یافت.قبر او در جنوب شرقى صحن مطهر،درون یکى از حجرهها مىباشد.
2-مسجد براثا
از مساجد کهن و مبارک شیعه است که در میانه راهکاظمین-بغداد در محلهاى به همین نام واقع است.بنا بر روایات تاریخى،امیر المؤمنین علیه السلام هنگام باز گشت از جنگ با خوارج در نهروان،در این مکان نماز خوانده است.شیعیان از دیر باز در این مسجد تجمع نموده و به عبادت مىپرداختهاند.
3-مسجد المنطقه
که در محلهاى به همین نام واقع شده و به نام«مسجد العتیقه»هم شهرت دارد.بنا به گفته روایات،امیر المؤمنین علیه السلام در یکى از سفرهاى خود،در این مسجد نماز گزارده است.
در مورزد وضعیت شهر در حال حاضر باید گفت که به طور كلي وضعيت نظافت خيابانها به هيچ وجه خوب نيست خيابانها پر است از زباله و آشغال گويي كه مردم به اين وضع عادت كرده و راهي جز اين را نمي شناسندوسيستم برق شهر بسيار نامنظم است از هر تير برق يك بافه سيم به ديگري كشيده شده است و بسيار نامنظم و پراكنده و خطر آفرين كه هر آن احتمال آتش سوزي وجود دارد. همه هتلها كه نمي شود آنها را هتل دانست داراي ژنراتور برق مي باشند هم چنين اكثر مغازه ها داراي موتور برق مجزا مي باشند كه علي رغم وجود برق شهري همه آنها كار مي كنند به نظر مي رسد برق شهري محدوديت بسيار دارد هيچ آب لوله كشي قابل شرب نيست و همه بايد از آب بسته بندي استفاده كنند.
قلم تا آشنا با نام (هو)شد