ظهور بسیار نزدیک است
یک محقق حوزه : مستند ظهور بسیار نزدیک است  بی اعتبار و فاقد سند است

دردوران کودکی  وپیش از دبستان پیش مرحوم پدر آموزش قرآن مجید را آغاز کردم پس از اتمام قرآن مجید خواندن کتابهای فارسی را شروع کردم یکی از آن کتابها کتابی بود بنام خلاصه مطالبی از دین اسلام که در خصوص علائم ظهور امام عصر(عج)نوشته شده بود .درآن کتاب به عنوان علائم ظهوراز خروج سفیانی ،یمانی ،سید خراسانی و....صیحه آسمانی ،خروج دجال وجنگ خونریزی در اقصی نقاط عالم سخن رفته بود. اخیرا cdدر سطح کشور پخش شده  که به بازخوانی روایات و احادیث معصومین در این زمینه پرداخته است. با دیدن آن کنجکاو شدم و سر انجام آن را مشاهده کردم  خاطرات دوران کودکی ودرس خواندن پیش از دبستان به شیوه مکتبی قدیمی برایم تداعی شد و هم چنین محتوای احادیث که خوانده بودم.اصل این روایات که صد ها سال است در کتب مذهبی وجود داشته و کسی در مذهب شیعه در خصوص آنها بحثی مبنی بر رد و انکار ندارد . اما نکته قابل تامل این cdانطباق آن احادیث با برخی شخصیت های جهان اسلام در عصر حاضر است . به عنوان نمونه سید حسن نصرلله /سید یمانی /شاه اردن ،سفیانی/ و رهبر معظم انقلاب اسلامی سید خراسانی / و دکتر احمدی نژاد شعیب بن صالح دانسته شده است.این حرکت ،واکنشهای فراوانی را که عمدتا منفی بوده است در پی داشته که در این مورد ذکر چندنکته ضروری است

نخست اینکه به فضل الهی ظهور حتمی است و طبق وعده الهی رخ خواهد داد بنا براین رخ دادن علائم آن نیز حتمی است حال اگر قرار باشد با هر اتفاقی وهر رخدادی که قطعا باید قبل از ظهور اتفاق بیافتد با نفی انکار برخورد شود آیا بیم آن نمیرود که اگر آن علامت از همان علایم حتمیه ظهور  باشد نیز مورد انکار قرار گیرد؟؟

زیرا اگر علایمی هست وروایت معصومین است قطعا اتفاق خواهد افتاد. چگونه باید علائم واقعی را از غیر واقعی باز شناخت؟ وقتی که هر گاه حرفی از آنها زده میشود موجی از تنفر و تمسخر علیه گوینده براه می افتد.!!

دوم اینکه اعتراضات به بر نامه مزبور بیشتر در قالب رقابت های نا سالم سیاسی ار زیابی میشود. زیرا cdمزبور بیشتر انطباق اتفاقات رخ داده در دهه گذشته و برخی اشخاص رابا احادیث به صورت پرسشی مطرح میکند،نه به عنوان یک امر قطعی.

ونکته سوم اینکه اگر عده ای به صورت سازمان یافته برای بهره برداری های سیاسی اقدام به تولید آن کرده باشند امری مذموم و قبیح است . اما اگر اینگونه نباشدوصرفا بازخوانی احادیث وانطباق آن  با واقعیات اجتماعی به عنوان مقدمه ظهور باشد، بعید است منعی داشته باشد زیرا این احادیث برای (گفتن) مطرح شده اند نه برای (نگفتن) و پنهان کردن.