شنایی با سرگذشت شبث بن ربعی ریاحی،
🦃🦃🦃
در تاریخ اسلام «شَبَث بن ربعی ریاحی تمیمی» فردی است که شخصیت و سرنوشت عجیبی دارد او چندین بار رنگ عوض کرد و هر بار در جبهه ای قرار گرفت.شبث از قبیبله بنی تمیم بود که گویا در حدود شمال عراق امروزی ساکن بودند. شبث مرد شگفت انگیزی بودکه در تاریخ نظیرش کمتر پیدا می شود. وی نمونه ی کامل یک آدم مذبذب سیاسی و مذهبی در تاریخ است.او مدتی به پیامبران دروغین پیوست و مؤذن، و سخن گوی زنی بنام «سجاح»بود که ادعای پیامبری کرده بود. وهر رروز با صدای بلند در میان مردم فریاد «اشهدان سجاحاً رسول الله» سر می داد!!! و از یاران و مشاوران نزدیک سجاح و از بزرگان سپاه او محسوب می شد.
هنگامی که غائله پیامبران دروغین به کوشش خلیفه اول به فرماندهی خالد ابن ولید فرونشست، شبث به اسلام بازگشت. شبث در زمان قتل عثمان، از معترضان به معاویه بود و او را متهم کرد که عمداً به عثمان کمک نکرده است تا کشته شود و بعداً به بهانه خونخواهی، به اهداف خود برسد.
شبث بن ربعی سپس به امام علی (ع) اعلام وفاداری کرد و از فرماندهان سپاه امام در جنگ صفین شد. در جریان همین واقعه، ناگهان رنگ عوض کرد و ودر ماجرای قرآن برنیزه کردن عمروعاص و معاویه مخالف جنگ با قرآن!!!شد و از موضوع حکمیت دفاع کرد.
او که باعث تفرقه در سپاه امام شده بود واز کسانی بود که حکمیت را به امام تحمیل کردند این بار در کنار کسانی قرار گرفت که امام را به خاطر پذیرش حکمیت گناهکار دانستند! درنهایت از سران و بزرگان خوارج شد و در برابر امام علی (ع) ایستاد.
شبث در نخستین اجتماع دوازده هزار نفری خوارج، فرمانده آنها شد، ولی هنگامی که در نهروان با سپاه امام(ع)روبرو شد با شّم قوی سیاسیِ خود، فرو پاشی خوارج را پیش بینی کرد و از خوارج بُرید ونظاره گر قلع و قمع آنها در جنگ نهروان شد.
بعد از شهادت امام علی(ع) از یاران امام حسن (ع) در برابر معاویه شد.وسرانجام جزو کسانی شد که صلح تحمیلی با معاویه را رقم زد. شبث سالهای بعد پس از مرگ معاویه به عنوان یکی از بزرگان کوفه به امام حسین (ع) نامه نوشت و از آن حضرت دعوت کرد به کوفه برود. او در نامه اش از امام حسین (ع) خواست هر چه زودتر به سوی کوفه بشتابد تا رهبری مسلمانان را در دست بگیرد و یزید را از تخت خلافت به زیر کشد. شبث در نامه اش تأکید کرد که مردم کسی غیر از امام حسین (ع) را قبول ندارند.
اما بر خلاف دعوت از امام و عقد پیمان با آن حضرت، با نماینده ی امام یعنی مسلم بن عقیل (ع) جنگید و در شهادت او نقش ایفا کرد بعداً نیز از فرماندهان اصلی سپاه ابن سعد در کربلا شد. بدین ترتیب، او در جنگ با امام حسین (ع) فعالانه شرکت کرد. امام حسین (ع) در کربلا شبث را طرف خطاب قرار داد و فرمود: ای شبث! مگر تو نبودی که برای من نامه نوشتی و از من خواستی به کوفه بیایم و رهبری مسلمین را در دست بگیرم. مگر ننوشتی که اکنون موقع چیدن میوه است و باغها سبز شده اند.
شبث با دروغگویی آشکار، نوشتن نامه را از اساس تکذیب کرد و گفت: من چنین نامه ای ننوشته ام!
شبث بعد از شهادت امام حسین (ع)، به شکرانه ی پیروزی یزید بر امام (ع)مسجدش را در کوفه تجدید بنا کرد و پیش نماز آن مسجد شد این مسجد، همان مسجدی بود که امام علی (علیه السلام) مردم را از خواندن نماز در آن منع کرده بود.
بعد از آن که مختار به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، مدتی نیز به مختار اظهار وفاداری کرد.
سپس از فرماندهان «آل زبیر» درجنگ، علیه مختار شد و گویا در در یکی از این جنگها کشته شد و در کارنامه ی ننگین خود، چیزی غیر از بدنامی، شرارت و نفاق باقی نگذاشت.
بر خلاف شبث بن ربعی تمیمی، هم قبیله او «حربن یزید ریاحی تمیمی» که او نیز مثل شبث از بزرگان کوفه و از برجستگان تمیم بود، فرجامی بسیار نیک یافت و با حرکتی الهی و قهرمانانه رستگار شد ودر رکاب امام حسین در کربلا به شهادت رسید.
شبث ها همیشه ودر هر زمان وجود دارند!
در تاریخ اسلام «شَبَث بن ربعی ریاحی تمیمی» فردی است که شخصیت و سرنوشت عجیبی دارد او چندین بار رنگ عوض کرد و هر بار در جبهه ای قرار گرفت.شبث از قبیبله بنی تمیم بود که گویا در حدود شمال عراق امروزی ساکن بودند. شبث مرد شگفت انگیزی بودکه در تاریخ نظیرش کمتر پیدا می شود. وی نمونه ی کامل یک آدم مذبذب سیاسی و مذهبی در تاریخ است.او مدتی به پیامبران دروغین پیوست و مؤذن، و سخن گوی زنی بنام «سجاح»بود که ادعای پیامبری کرده بود. وهر رروز با صدای بلند در میان مردم فریاد «اشهدان سجاحاً رسول الله» سر می داد!!! و از یاران و مشاوران نزدیک سجاح و از بزرگان سپاه او محسوب می شد.
هنگامی که غائله پیامبران دروغین به کوشش خلیفه اول به فرماندهی خالد ابن ولید فرونشست، شبث به اسلام بازگشت. شبث در زمان قتل عثمان، از معترضان به معاویه بود و او را متهم کرد که عمداً به عثمان کمک نکرده است تا کشته شود و بعداً به بهانه خونخواهی، به اهداف خود برسد.
شبث بن ربعی سپس به امام علی (ع) اعلام وفاداری کرد و از فرماندهان سپاه امام در جنگ صفین شد. در جریان همین واقعه، ناگهان رنگ عوض کرد و ودر ماجرای قرآن برنیزه کردن عمروعاص و معاویه مخالف جنگ با قرآن!!!شد و از موضوع حکمیت دفاع کرد.
او که باعث تفرقه در سپاه امام شده بود واز کسانی بود که حکمیت را به امام تحمیل کردند این بار در کنار کسانی قرار گرفت که امام را به خاطر پذیرش حکمیت گناهکار دانستند! درنهایت از سران و بزرگان خوارج شد و در برابر امام علی (ع) ایستاد.
شبث در نخستین اجتماع دوازده هزار نفری خوارج، فرمانده آنها شد، ولی هنگامی که در نهروان با سپاه امام(ع)روبرو شد با شّم قوی سیاسیِ خود، فرو پاشی خوارج را پیش بینی کرد و از خوارج بُرید ونظاره گر قلع و قمع آنها در جنگ نهروان شد.
بعد از شهادت امام علی(ع) از یاران امام حسن (ع) در برابر معاویه شد.وسرانجام جزو کسانی شد که صلح تحمیلی با معاویه را رقم زد. شبث سالهای بعد پس از مرگ معاویه به عنوان یکی از بزرگان کوفه به امام حسین (ع) نامه نوشت و از آن حضرت دعوت کرد به کوفه برود. او در نامه اش از امام حسین (ع) خواست هر چه زودتر به سوی کوفه بشتابد تا رهبری مسلمانان را در دست بگیرد و یزید را از تخت خلافت به زیر کشد. شبث در نامه اش تأکید کرد که مردم کسی غیر از امام حسین (ع) را قبول ندارند.
اما بر خلاف دعوت از امام و عقد پیمان با آن حضرت، با نماینده ی امام یعنی مسلم بن عقیل (ع) جنگید و در شهادت او نقش ایفا کرد بعداً نیز از فرماندهان اصلی سپاه ابن سعد در کربلا شد. بدین ترتیب، او در جنگ با امام حسین (ع) فعالانه شرکت کرد. امام حسین (ع) در کربلا شبث را طرف خطاب قرار داد و فرمود: ای شبث! مگر تو نبودی که برای من نامه نوشتی و از من خواستی به کوفه بیایم و رهبری مسلمین را در دست بگیرم. مگر ننوشتی که اکنون موقع چیدن میوه است و باغها سبز شده اند.
شبث با دروغگویی آشکار، نوشتن نامه را از اساس تکذیب کرد و گفت: من چنین نامه ای ننوشته ام!
شبث بعد از شهادت امام حسین (ع)، به شکرانه ی پیروزی یزید بر امام (ع)مسجدش را در کوفه تجدید بنا کرد و پیش نماز آن مسجد شد این مسجد، همان مسجدی بود که امام علی (علیه السلام) مردم را از خواندن نماز در آن منع کرده بود.
بعد از آن که مختار به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، مدتی نیز به مختار اظهار وفاداری کرد.
سپس از فرماندهان «آل زبیر» درجنگ، علیه مختار شد و گویا در در یکی از این جنگها کشته شد و در کارنامه ی ننگین خود، چیزی غیر از بدنامی، شرارت و نفاق باقی نگذاشت.
بر خلاف شبث بن ربعی تمیمی، هم قبیله او «حربن یزید ریاحی تمیمی» که او نیز مثل شبث از بزرگان کوفه و از برجستگان تمیم بود، فرجامی بسیار نیک یافت و با حرکتی الهی و قهرمانانه رستگار شد ودر رکاب امام حسین در کربلا به شهادت رسید.
شبث ها همیشه ودر هر زمان وجود دارند!
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۴:۴۷ ب.ظ توسط (روشن)
|
قلم تا آشنا با نام (هو)شد