شبه خا طرات 13
تنهایی
چه غم گینم
هوا ابری است و قلبم
در درون محبسی تاریک
همانند پرستویی شکسته پر
پریدن را نمی داند.
هوا غمگین افق تار است و
خورشد جهان افروز
دیگر نیست
در این صحرای تنهایی منم تنها ترین تنها
نسیم سرد پاییزی
چه بی رحم و توان فرسا
نوازد بر گ گلها را
در این صحرای تنهایی
منم تنها ترین تنها
ومن دامان صحرا را
چه با دامان مادر اشتباه کردم
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ توسط (روشن)
|
قلم تا آشنا با نام (هو)شد