شبه خاطرات14
رویا
رویای دیشبم را تعبیر کن برایم
حرف قشنگ دل را تفسیر کن برایم
مهتاب را خجل کن از نور خوب رویت
یک صبح روشنایی تصویر کن برایم
با گرمی نگاهت افسرده زندگی را
خورشید گونه هر دم تبخیر کن برایم
با آشنا زبانان بشکن بت سیاهی
آ ن دیو سر کش دل تسخیر کن برایم
آیینه دلم را تصویر تازه ای ده
از این همه زلالی تقریر کن برایم
از انزوا به در آ ای روشنای هستی
در عشق و زندگانی تاثیر کن برایم
چون بر دلم نشسته گرد سیاه تردید
از آن پیام شیرین تکثیر کن برایم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۷ ق.ظ توسط (روشن)
|
قلم تا آشنا با نام (هو)شد