زندگی سیاسی امام باقر(ع)
۲- امام واختلافات فقهی
سالهاي 114 – 94 زمان پيدايش مشربهاي فقهي و نقل حديث با توجه به اينكه اجازه كتابت حديث توسط عمر بن عبد العزيز داده شد مي باشد .تلاش فقهي اهل سنت اوج گرفت و امام نيز بناچار مي بايست براي پويايي فقه اهل بيت و شناساندن آن با جامعه كوشش كند بنابراين تدوين فرهنگي جنبش شيعه در اين دوران تضیح گرفت .پس از رحلت پيامبر(ص) و توجه خلفاء به فتوحات نظامي عقب ماندگي فكري مردم به اوج رسيد و از بعد فرهنگي و آشنايي با احكام و علوم دين جامعه در نهايت ضعف قرارداشت امام به صراحت مردم و عالمان را به فراگيري علوم دين از طريق اهل بيت دعوت مي كردد علماء نزد آن جناب حاضر مي شدند و امام نظرات فقهي آنها را نقد مي كرد و بسياري از احكام غلط و انحرافي را اصلاح مي نمود . به عنوان مثال در برابر « مرجعه » كه ايمان را صرفا يك اعتقاد دانسته و براي اعمال نيك اهميتي قابل نبودند موضع گيري نمود . و نظر تنگي و سختگيري خوارج را در امور دين ، مورد نكوهش قرار مي داد.
۳-مبارزه با احادیث جعلی تعداد زيادي از يهود تازه مسلمان با ظاهراسلامی به دليل صيغه فرهنگي قبلي و آگاهي نسبی نسبت به اعراب به علم و دانش مرجعيت علمي مردم ساده را در دست گرفته و احاديثي جعلي بر برداشت شخصی كه رنگ و بوی يهودي داشت در جامعه مي پراكندند كه به اسرائيلات معروف شد تكذيب احاديث دروغين يهود و مبارزه با آن يكي از روش هاي ائمه از جمله امام باقر (ع) بود 3- ميراث فرهنگي امام باقر بخش زيادي از مباحث فقهي و تفسيري شيعه از امام باقر نقل شده است در زمینه تفسير اخلاقيات و مخالفت با مقدس مئابی و توصيه به استفاده متناسب از نعمات الهي و تلاش براي معاش هم سو با معاد از جمله تلاش امام در گسترش فقه راستين ديني بود.در واقع ميراث فقهي پيامبر(ص) از طريق اهل بيت اشاعه مي يافت و علمائ اهل سنت نيز از ان استفاده مي كردند . تلاش امام باقر و ميراثي كه بر جاي گذاشت سبب حفط تشيع از تحريفات حديثي شد . چرا كه بر خلاف عامه مسلمانان كه از طرف عمر تهي شده بودند از اينكه احاديث را بنويسد امام علي (ع) احادیث می نوشت و آن نوشته ها را در بين ائمه وجود داشت.
۳-امام باقر و موقعیت شیعه
امام با انكه در مدينه مي زيست اما مورد توجه اهل عراق بود مردم هر ساله در موسم حج به خدمت ایشان مي رسيدند و اين تماسها كجا بيش ادامه داشت . مسئله افزايش کمی و کیفی غلات و تبليغات آنها در زمان امام ادامه داشت . آنها شناخت امام را كافي دانسته و عمل وبه وظایف و فرائض دین را لازم نمی دانستند امری که امام به شدت فعالیت با ان برخورد مي كردند . رعايت تقيه از سوي امام و انتظار برخي شيعيان براي قيام امام باعث شد كه بخش از شيعه به «زید» فرزند دیگر امام سجاد گرايش پيدا كند و زمينه براي ايجاد جنبش زيديه فراهم ايد گرچه بيشتر به اين دليل بود كه امام اعتقادي به صداقت و پایمردی اهل عراق نداشت برغم اينكه تعداد انها در عراق خكم نبود اما اتكاء به آنها براي يك قيام نمي توانست مورد قبول امام باشد .
۴-امام و مسايل سياسي
گفتيم كه شيعه پس از امام سجاد دو شاخه شد شاخه انقلابي آن به « زيديه » معروف شد كه امام را كسي مي دانستند كه قيام كند . قيامهاي زيدي نتيجه مطلوبي نداشت اما باعث شد كه انها از بعد علمي و فقهي هيچگاه به پاي شيعه امامي نرسند . اما امام باقر و امام صادق يك مكتب فراگير و منسجم را پايه گذاري كردند و در زمينه مقابله با حكومت هم مبارزه فرهنگي و مبارزه منفي را سرلوحه كار خودقرار دادند و شيعيان را از هر گونه همكاري با دستگاه حاكم منع مي كردند مگر در موارد استثنايي ، در حالي كه تقيه يكي از اصولي ترين مواضع ائمه در زمان حكومت حاكمان جور بود . اما براي همه مردم روشن بود كه امامان شيعه امامت را حق منحصر به فرد خود مي دانند و بر بطلان كار خلف و عدم مشروعيت آنها تاكيد دارند در دوران اموي فشار هاي فراواني به اهل بيت وارد مي شد شايد ريشه قيام زيدين علي همين فشار هاي طاقت فرسای حکومت باشد .
قلم تا آشنا با نام (هو)شد